هشدار دانشمندان: خواب زیاد، دشمن نهان مغز است_سلوادور
[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی سلوادور
احتمالا برای شما هم سوال باشد که آیا خواب بیشازحد میتواند برای بدن ما زیان اور باشد؟ جواب دلواپسکننده است: بله، بهاختصاصی اگر فرد دچار افسردگی باشد.
دانشمندان میگویند افرادی که شبها زیاد تر از ۹ ساعت میخوابند، بیشتر از دیگران با افت کارکرد شناختی و کم شدن حافظه روبه رو خواهد شد. این تاثییر وقتی شدیدتر میبشود که فرد، علاوه بر خواب زیاد، علائم افسردگی نیز داشته باشد. این جواب نگاه ما به خواب را تحول میدهد و احتمالا مسیرهای تازهای را برای نگه داری سلامت مغز پیش پای ما بگذارد.
بهگزارش نیواطلس، دانشمندان در پژوهشی تازه نشان خواهند داد که خواب، امکان پذیر یکی از عوامل خطرآفرین و مهارپذیر برای کم شدن کارکرد شناختی در مبتلایان به افسردگی باشد. رابطهی بین زمانزمان خواب و سلامت، بهاختصاصی سلامت مغز، در سالهای تازه دقت تعداد بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. شورای جهانی سلامت مغز، پیشنهاد میکند که سالمندان برای نگه داری کارکرد مطلوب مغزی، هر شب بین ۷ تا ۹ ساعت بخوابند.
گروه پژوهشگران از مرکز علوم سلامت دانشگاه تگزاس در سنآنتونیو، در مطالعهی تازه خود به بازدید این سوال پرداختند که آیا افسردگی میتواند بر رابطهی بین زمانزمان خواب و توانمندیهای شناختی تأثیر بگذارد یا خیر.
دکتر سودا سشادری، مدیر مؤسس در مؤسسهی گلن بیگز و نویسندهی ارشد مطالعه، درموردی یافتهها توضیح میدهد: «خواب طویل، نه خواب مختصر با ضعف در کارکرد شناختی کلی و تواناییهایی همانند حافظه، توانمندیهای دیداری فضایی و عملکردهای اجرایی ربط دارد. این ربطها در افرادی که علائم افسردگی داشتند، چه دارو مصرف میکردند چه نمیکردند، نیرومندتر می بود.»
زیاد تر بخوانید
دادههای مطالعه از بین اطلاعات مربوط به ۱۸۵۳ شرکتکننده در پروژهی طویل مدت «مطالعهی قلب فرامینگهام» استخراج شد. این افراد که هیچکدام سابقهی زوال عقل یا سکته نداشتند و میانگین سنیشان نزدیک به ۵۰ سال می بود، زمان زمان خواب شبانهی خود را گزارش کردند. جوابها به سه دسته تقسیم شد: خواب مختصر (کمتر از شش ساعت)، متوسط (شش تا نه ساعت) و طویل (بیشتر از نه ساعت). در ادامه، کارکرد شناختی آنها از طریق آزمونهای روانشناختی سنجیده شد.
شرکتکنندگان برای بازدید نقش افسردگی در رابطهی بین خواب و سلامت مغز، بر پایه حالت روانی و مصرف دارو به چهار گروه تقسیم شدند: افرادی بدون علائم افسردگی و بدون مصرف دارو (گروه کنترل)، افرادی بدون علائم و با مصرف دارو، افرادی با علائم افسردگی بدون مصرف دارو و در نهایت، افرادی با علائم افسردگی و در حال مصرف دارو.
خواب عاملی تغییرپذیر برای افت خطر کم شدن شناختی در افراد مبتلا به افسردگی است
یافتهها نشان داد که خواب طویل، با کم شدن کارکرد کلی مغز مرتبط است. کم شدن در افرادی که علائم افسردگی داشتند، چه دارو مصرف میکردند چه نه، شدیدتر می بود. حتی در شرکتکنندگان بدون علائم افسردگی نیز اثراتی هرچند ضعیفتر دیده شد. ونسا یانگ، هماهنگکنندهی تحقیقات بالینی در مؤسسهی بیگز و نویسندهی مهم مقاله، پافشاری میکند: «افرادی که زیاد میخوابیدند، با گمان بیشتری علائم افسردگی را توانایی میکردند. خواب امکان پذیر عاملی تغییرپذیر برای افت خطر کم شدن شناختی در افراد مبتلا به افسردگی باشد.»
با وجود یافتههای مهم پژوهش، طراحی مقطعی آن مانع از تشخیص رابطهی علت و معلولی بین خواب و کارکرد شناختی میبشود. این چنین، اتکا به نقل ازهای شخصی شرکتکنندگان درموردی زمان خواب، میتواند با خطاهایی همانند بیشبرآورد همراه باشد. افزونبر این موارد، غالببودن شرکتکنندگان سفیدپوست در مطالعه، مقدار تعمیمپذیری نتایج را به جمعیتهای متنوع محدود میکند.
تیم پژوهشگران نظر خواهند داد که برای آشکارسازی رابطهی وقتی بین اختلالات خواب و تغییرات شناختی، در آینده مطالعات طولی بزرگمقیاس و چندوجهی انجام بشود.
نتایج مطالعه در نشریه انجمن آلزایمر انتشار شده است.
دسته بنی مطالب
[ad_2]