تحلیل روانشناسی شادنفرویده: چرا از بدبختی دیگران لذت میبریم
تحلیل روانشناسی شادنفرویده چرا از بدبختی دیگران لذت میبریم؟, احتمالاً برای شما هم پیش آمده که در لحظهای از گفتوگو با دوستان، وقتی مشکلات خود را بیان میکنید، طرف مقابل بلافاصله دغدغههای بزرگتر خود را مطرح میکند تا حس کند او بدبختتر از شماست. شاید عجیب به نظر برسد، اما این رفتار ناخواسته میتواند باعث شود شما نسبت به وضعیت خود راحتتر شوید.
از سوی دیگر، بسیاری از ما تجربه کردهایم که شاهد ناکامی یا مصیبت فردی دیگر هستیم و در درونمان حس خوبی شکل میگیرد. این پدیده کاملاً طبیعی، جهانی و قابل تبیین علمی است که نیازی به شرم و پشیمانی ندارد. شادنفرویده یا دگرغمنشاط چیست؟ واژهی شادنفرویده ریشه در زبان آلمانی دارد و از ترکیب دو بخش شادن (صدمه/بدبختی) و فرویده (لذت) ساخته شده است.
شرایط، مرحله های و قوانین در ایران در فارسی میتوان آن را دگرغمنشاط نامید؛ یعنی لذت بردن از غم و رنج دیگران. این یک واکنش احساسی اولیه و ناخودآگاه است که در اکثر مواقع بدون اراده و کنترل فرد رخ میدهد. روانشناسان این پدیده را بر اساس موقعیت و محرک به دستههای مختلفی تقسیم کردهاند. یک دستهبندی رایج، سه موقعیت اصلی را شامل میشود موقعیت عدل لذت ناشی از دیدن مجازات فردی که قانون یا هنجار شکسته است (احساس برقراری عدالت).
موقعیت رقابت لذت ناشی از شکست رقیب که باعث ارتقای جایگاه نسبی فرد میشود. موقعیت پرخاشگری (گروهگرایی) لذت ناشی از شکست اعضای گروههای رقیب (تیمهای ورزشی، احزاب سیاسی) که هویت اجتماعی فرد را تقویت میکند. دستهبندی دیگری بر پایه چهار محرک نفرت، بیعدالتی، خودشناسی و تاوان استوار است.
قطب قرار دارند؛ وقتی همدلی فعال است، رنج دیگران رنج ما است، اما در غیاب همدلی، مغز از رنج دیگران پاداش میگیرد. مکانیسمهای عصبی چه چیزی در مغز میگذرد؟
تصاویر مغز با تکنیک نشان دادهاند که دو ناحیه کلیدی در شکلگیری این حس نقش دارند. قشر کمربندی قدامی (ACC) که در پردازش درد اجتماعی، حسادت و تضاد شناختی فعال میشود، وقتی فردی شاهد شکست رقیب یا حسودش میشود، فعال میگردد. در مقابل، جسم مخطط شکمی و بهویژه هسته اکومبنس که مرکز پردازش پاداش و لذت در مغز است، در لحظه تجربه شادنفرویده ترشح دوپامین را افزایش میدهد.
این مکانیسم توضیح میدهد که چرا این حس میتواند اعتیادآور باشد؛ مغز برای تکرار این حس تشویق میشود. مطالعات حتی نشان دادهاند که بیماران با آسیب در جسم مخطط، توانایی تجربه این احساس را کمتری دارند. ریشههای تکاملی و روانشناختی چرا شکست دیگران لذتبخش است؟ نظریه مقایسه اجتماعی یکی از اصلیترین دلایل علمی این پدیده است. انسانها به طور ذاتی برای سنجش ارزش، توانایی و جایگاه خود، خود را با دیگران میسنجند.
شکست دیگران یک مقایسه نزولی فراهم میکند که خودکارتی فرد را تقویت کرده و حس امنیت و برتری کاذبی را القا میکند. پل هوک مایر، رواندرمانگر معروف، میگوید انسان غریزی شکارچی مزیت رقابتی است و جایگاه خود را از طریق مقایسه با دیگران تعریف میکند. از منظر تکاملی، زندگی در گروه و قبیله برای بقا حیاتی بوده است.
حمایت از گروه خود (تیم فوتبال، حزب، قبیله) و شادی از شکست گروههای رقیب، مکانیسمی برای تقویت انسجام گروهی و تضمین بقای ژنهای مشترک بوده است. این الگو در جامعه مدرن همچنان در حماسههای ورزشی و تقابلهای سیاسی تکرار میشود. چه زمانی شادنفرویده به مشکل روانی تبدیل میشود؟ با وجود طبیعی بودن این حس، تکرار مکرر و عامدانه جستجوی لذت از رنج دیگران میتواند به اعتیاد رفتاری منجر شود.
ترشح مداوم دوپامین حساسیت سیستم پاداش را کاهش داده و همدلی — که ستون فقرات هوش هیجانی، روابط سالم و تعادل روانی است — را فرسوده میکند. در سطح بیمارگونه، این ویژگی با مثلث تاریک شخصیت (سایکوپاتی/روانپریشی، نارسیسیسم/خودشیفتگی، ماکیاولیسم/ماکارمگرایی) همبستگی قوی دارد. افراد با ویژگیهای سادیسمی یا روانپریش، به دلیل فقدان همدلی، لذت مستقیم از آزار و رنج دیگران میبرند.
تحقیقات تأیید کردهاند که شدت شادنفرویده با امتیازهای بالا در مقیاسهای مثلث تاریک و تمایل به سادیسم در همبستگی مستقیم است. تأثیر شبکههای اجتماعی بر تقویت دگرغمنشاط فضای مجازی با فراهم کردن پلتفرمهایی برای مقایسه لحظهای، ناشناس بودن و کاهش مانعهای اجتماعی، بستر ایدهآل برای شکوفایی شادنفرویده را فراهم کرده است.
جودی هو، متخصص مغز و اعصاب، معتقد است افزایش استفاده از شبکههای اجتماعی، نیاز به استراتژیهای بقا را تشدید میکند؛ مردم با احساس کنترل کمتر بر شرایط، با ابراز شادنفرویده سعی در بازیابی حس تسلط و ثبات میکنند. الگوریتمهای محتوایی، مقایسه سریع بین جبهههای متضاد را تسهیل میکنند. افراد با خودکارتی پایین، زمان بیشتری را صرف تماشای محتوای فیلگرد یا تخریب رقبا میکنند.
حتی برندها از این مکانیسم استفاده میکنند؛ تحقیقات نشان داده تخریب برند رقیب در شبکههای اجتماعی، نیت خرید از برند تخریبکننده را افزایش میدهد. مدیریت این حس از آگاهی تا عمل شادنفرویده نشانه بدی بودن ذات انسان نیست، بلکه بازتاب نیازهای بنیادین است نیاز به تعلق، نیاز به عدالت، نیاز به جایگاه و امنیت روانی.
خطر زمانی آغاز میشود که این حس کنترل از دست رفته، همدلی را جایگزین کند و به ابزار آسیبرسانی به دیگران یا خود فرد تبدیل گردد. راهکار اصلی، ذهنآگاهی و توسعه همدلی است. وقتی این حس در شما برخاست، به جای قضاوت کردن خود، بپرسید چه نیاز نارسیدهای در من فعال شده؟ آیا احساس تهدید میکنم؟
آیا عادلانه قضاوت میکنم؟ تبدیل این انرژی به اقدامات باثمر (بهبود خود، کمک به دیگران، تمرین شکرگزاری) میتواند چرخه اعتیاد به دوپامینِ مخرب را بشکند و به رشد شخصیتی واقعی منجر شود. منبع،